چه خوب بود....

چه خوب می شد اگر استاد راهنمای انتخاب واحد زندگی ام حسین (ع) بود . در این صورت خلوص نیت . پاکی . صداقت .عشق به خدا . نماز اول وقت با حضور قلب .خواندن قران .توکل.توسل واحدهای اجباری توصیه شده بود .

صدقه . نماز مستحبی .خواندن دعاهای کمیل.ندبه.صله ارحام.واحدهای اختیاری توصیه شده می بود .

و بعد از توصیه های استاد راهنمایم شروع ترم زندگی و چگونگی گذراندن ترم فقط به خودم بستگی داشت .

به اینکه با وجود چنین استاد راهنمایی چطور واحدها را میگذرانم ؟!و ایا بعد از امتحانها لبخند رضایت به لبانم می نشیند یا عرق شرم پیشانی ام را ازار می دهد؟!

ایا واحدهای اجباری را به راحتی پاس می کنم یا با سرافکندگی می افتم؟

ایا در نهایت از طرف استادم تشویق می شوم و یا حتی روی صحبت با او را ندارم؟؟!

ایا استادم سفارش من را به رئیس دانشگاه میکند و یا مهر بی لیاقتی به کارنامه ام می زند؟؟

ایا در پایان کارنامه ام که شامل نمرات واحدهای اجباری و اختیاری است چه عمومی و چه اختصاصی مورد تائید استادم میشود یا نه؟؟

ایا انقدر نمراتم عالی میشود که لایق بورسیه شدن و کسب مدارج عالی را داشته باشم؟؟

و من ارزویی جز این را ندارم

از گذراندن واحدهایی که استاد راهنمایی جز حسین(ع) و خانواده اش داشته باشند متنفرم و از خدا می خواهم مرا کمک کند تا این مراحل را با موفقیت پشت سر بگذارم تا در پایان شرم زده و پشیمان نباشم از اینکه چرا با وجود چنین استاد راهنمایی دچار رخوت و تنبلی شدم و کارنامه ام سفید باشد

 

/ 0 نظر / 8 بازدید