و ناگهان....

و ناگهان چقدر زود دیر می شود ....
تا بوده همین بوده ، ما ادم ها دایم سر دوراهی هستیم . دو راهی خوب و بد ؛ گاهی دو راهی بد و بدتر و گاهی دوراهی به و بهتر...
گاهی اونقدر درگیر روز مرگی ها می شیم که از اصول زندگی عقب می مونیم.
گاهی اوقات چشم باز می کنیم می بینیم وایییی چقدر زود دیر شده .اونقدر دیر که هیچ کاری ازت بر نمی اد. هیچ راهی واسه برگشت نیست . و اون وقته که تازه می فهمی چه بلایی سرت اومده . شاید واسه همینه که خداوند بار ها و بار ها فرموده توبه کنید و به سوی من باز گردید .
ای که تا دستت رسد کاری بکن....پیش از این کز تو نیاید کارهاااااا.........
بیایید از خداوند متعال بخوایم حتی یه لحظه ما رو به حال خودمون نذاره و لحظه های غفلت ما رو اونقدر کوتاه کنه که ما تو اون لحظه ها هیچ وقت تصمیم نگیریم و هیچ وقت از جمله منفور" من پشیمونم" استفاده نکنیم. چون بعضی اوقات پشیمونی سودی نداره و ....
پروردگارااا من تسلیم امر و خواسته تو هستم. می دونم هر چی پیش بیاد برام بهترینه و مصلحتم اون بوده ولی می خوام خواسته های مشروع من رو مصلحتم قرار بدی . یا مصلحت من رو خواستم قرار بدی
امین یا رب العالمین...
التماس دعاااا خیلییی زیاد..

/ 5 نظر / 11 بازدید
ياقوت سبز

واقعا همينطوره..کاش ميشد حکمت کارهای خدا رو می فهميديم

سوووخته

هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری یعنی که نموده اند در آیینه صبح کز عمر شبی گذشت و تو هنوز بی خبری

فطرس

ما آدم ها به نظر تو بايد از اين وضع چه کنيم و به کجا پناه ببريم؟ هممم؟هميشه سختی و شقاوت با ما بوده و هست راستی چرا؟ تو ميدانی اگر می دنی به من هم بگو....چرا.....يا حق..

مريم اختياری

سلام خانومی ....خوبی ؟ چقدر فراموشم کردی اصلا یادت میاد چند وقته بهم سر نزدی ؟خیلی بی وفایی من منتظرت هستم